حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

158

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

ايشان توزون امير الامراء شد . در سال 332 موقعى كه توزون و متّقى به طرف موصل رفته بودند برادران بريدى از احمد بن بويه دعوت كردند كه بر عراق حمله ببرد . احمد از طرف دياله بعراق حمله كرد ليكن برادران بريدى به او چنان كه وعده داده بودند كمك نكردند و توزون از موصل برگشته ديالمه را مغلوب ساخت و چون در همين سال هم ابو عبد اللّه بريدى بعد از كشتن برادر خود وفات يافت و پشت ايشان شكست قدرت و شوكت توزون فوق العاده رو بافزايش گذاشت تا آنجا كه متّقى خليفه از ترس او بموصل بپناه ناصر الدّوله رفت امّا توزون بالاخره با سوگند و اظهار صلح‌خواهى خليفه را ببغداد برگرداند و روز بعد او را كور كرد و مستكفى را بجاى او بخلافت برداشت . فتح بغداد و عراق بدست احمد بن بويه در 334 - 337 توزون بعد از دو سال و چهار ماه امارت در محرّم 334 مرد و اوضاع دار الخلافه در زمان جانشين او دچار هرج‌ومرجى غريب شد . در اين تاريخ ابو الحسين احمد بن بويه در اهواز بود ، والى واسط خود را تحت اطاعت او درآورد و احمد را بگرفتن عراق تحريض نمود . احمد بن بويه هم بهمراهى منشى نامى خود ابو محمّد حسن بن محمّد مهلّبى در 11 جمادى الاولى 334 بدون جنگ بر بغداد دست يافت و با خليفه باحترام تمام رفتار نمود . مستكفى هم او را خلعت داد و بلقب معزّ الدّوله ملقبش ساخت . برادرش ابو الحسن على از طرف مستكفى بلقب عماد الدّوله و برادر ديگرش ابو على حسن هم بلقب ركن الدّوله ملقب گرديدند . از اين تاريخ ديگر خلفاى عباسى از همه جهت مطيع سلاطين آل بويه گرديدند و ديالمه كه به علت تشيع بهيچگونه احترامى نسبت بخليفه قائل نبودند به سختى و اهانت با ايشان عمل ميكردند چنان كه قريب يك ماه و نيم بعد از دست يافتن معزّ الدّوله بر دار الخلافه مستكفى را دو نفر از رؤساى ديلمى از قصرش عمامه به گردن تا خانهء معزّ الدوله كشيدند و او را از خلافت برداشته در حبسش انداختند و جانشين او المطيع للّه پس از كور كردن مستكفى بكلّى مطيع معزّ الدّوله شد حتّى امير ديلمى به او اجازه نداد كه براى خود